|
یک گفتگوی خودمانی به نقل از نشریه نصرآباد ما با سرکارخانم مهدیه نصرآبادی : با توجه به اینکه خانم مهدیه نصرآبادی در خارج از کشور به سر می برند ، ما این مصاحبه را به صورت اینترنتی انجام دادیم : معرفی و بیوگرافی خانم مهدیه نصرآبادی ( فرزند حاج محمد حسین ) من در ١۵ آبان سال ١٣۵۴ در زاهدان در خانواده ای متوسط و پر جمعیت به دنیا آمدم. پدرم شغل آزاد داشت (فرش فروشی) و مادرم خانه دار بودند. من ٧ خواهر و۴ برادر دارم . و فرزند یازدهم خانواده می باشم. چون پدر و مادرم به تحصیل فرزندانشان بسیار اهمیت می دادند همیشه مشوق ما در این زمینه بودند. من هم مانند دیگر اعضای خانواده به درس علاقه داشتم. ١٢سال تحصیلم را در زاهدان گذراندم و در خرداد ماه سال ٧٢ در رشته ریاضی _فیزیک دیپلم گرفتم. در سال ٧٣ در کنکور سراسری در سه رشته : ریاضی کاربردی(دانشگاه سیستان و بلوچستان) ، مهندسی برق _ الکترونیک (دانشگاه آزاد کرمان) و مهندسی برق _ الکترونیک(دانشگاه آزاد زاهدان) قبول شدم. در سال ١٣٧٨ دوره لیسانسم را به پایان رساندم و زاهدان را ترک کرده برای زندگی و کار به اصفهان رفتم. در آنجا تا خرداد ماه سال ٨۴ در یک دبیرستان به عنوان دبیر کامپیوتر به صورت حق التدریسی مشغول به کار بودم. در تیر ماه 84 با گرفتن پذیرش در رشته علوم کامپیوتر از کالج فرگوسن که زیر نظر دانشگاه پونا در کشور هند می باشد به این کشور سفر کردم. و اکنون حدود ٤ سال است که در هند به سر می برم. به امید خدا تابستان امسال تصمیم به برگشت دارم و مایلم برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به یک کشور دیگر سفر کنم.
نصرآباد؟ نصرآباد زادگاه پدری من است. از نصرآباد چه می دانید؟ تنها شناختی که از نصرآباد دارم این است که یکی از روستاهای توابع بیرجند است که در گذشته بسیار خوش آب و هوا بوده و انواع درختان گردو،بادام،توت و سایر میوه ها در آنجا کاشته می شده اما در اثر خشکسالی و کمبود آب در حال حاضر اکثر ساکنین این روستا به شهر مهاجرت کرده اند و تعداد ساکنین آنجا بسیار کم هستند.در گذشته کارگاه های قالیبافی هم در این روستا وجود داشته که ساکنین این روستا به این هنر مشغول بوده اند. تاکنون چند بار به نصرآباد آمده اید؟ متاسفانه هرگز این سعادت نصیب من نشده که بتوانم از نزدیک نصرآباد را ببینم و این یکی از خواسته های قلبی من است که بتوانم روزی از نصرآباد که زادگاه پدری من است دیدن کنم. چه حسی در مورد نصرآباد دارید؟ احساس خیلی خوبی دارم فکر می کنم به آنجا تعلق دارم چرا که بخشی از گذشته من به آنجا تعلق دارد و خیلی دوست دارم که هرچه بیشتر در مورد این روستا اطلاعاتی کسب کنم و همچنین در مورد تاریخچه نصرآباد و اینکه چه کسانی در آنجا زندگی می کرده اند و می کنند. اگر قرار باشد روزی در نصرآباد دور هم جمع شویم چه زمانی راپیشنهاد می کنید؟ دوست دارم تابستان امسال باشد.چون خیلی مشتاقم که هرچه زودتر نصرآباد را ببینم،مایلم که همراه با پدرم که یکی از بزرگان نصرآباد نیز می باشند و البته خانواده ام از نصرآباد دیدن کنم،خوشحال خواهم شد که بستگان دور و نزدیک و همه ساکنین نصرآباد را که به نوعی حتما فامیل هم هستیم ملاقات کنم. تصورتان از نصرآباد؟ روستایی که روزی آباد بوده و ساکنینش همه در جنب و جوش بوده اند. سرزمینی سرسبز با باغ ها و درختان میوه فراوان. اما متاسفانه گویا تا حدی فراموش شده و نیاز به توجه بیشتری از سوی همه هم ولایتی ها دارد. چه شناختی از نصرآبادی ها دارید؟ به جز فامیل پدری من برخورد نزدیکی با دیگر نصرآبادی ها نداشتم. اما تا آنجا که شناخت دارم خیلی مردم خونگرم و مهمان دوستی هستند. بسیار مهربان و غریب نوازند. خصوصیت بارز نصرآبادی ها از نظر شما؟ ساده، کوشا،شاد،خونگرم،تحصیل کرده،باهوش،مهمان نواز،خانواده دوست،متحد و عاشق فامیل. چه صحبتی با هم ولایتی های خود دارید؟ خیلی دوست دارم که روزی از نزدیک با همه آنها دیدار داشته باشم و داستان این روستا را از زبان مردمش بشنوم.خاطراتی که بسیار شیرین و شنیدنی است. مسلما هر سرزمینی دارای آداب و رسومی می باشد.مایلم با فرهنگ و رسوم این روستا آشنا بشنوم. آیا حاضرید با نشریه "نصرآباد ما" همکاری کنید؟ بله. حتما. در پایان از شما دوست عزیز که برای نشریه خود وقت گذاشتید سپاسگزاریم و از خداوند برای شما و خانواده محترمتان سلامتی و موفقیت خواستاریم. من هم از شما دست اندرکاران نشریه سپاسگزارم.امیدوارم موفق و پیروز باشید. + نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 9:45 توسط حسن آذری نصرآباد |
|
| ||||||